امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

نخود چی

وضعیت به روایت تصویر...

1393/5/30 22:25
197 بازدید
اشتراک گذاری

خب اگه بخوای حال من یعنی خاله فاطمه با خاله مهدیه و غیر رو بدونی ....

.....................

...............

..........

.......

....

..

.

از نظر خاله فاطمه:

مامانی:

خود خاله فاطمه:

خاله مهدیه:

مامان بزرگ:

پدر جون (بابا بزرگ):

بابایی:

پسندها (4)

نظرات (10)

واکر کودک
31 مرداد 93 0:12
سیسمونی که خواستی بخری اینو هم سفارش بده از ما بخر
ENIS
1 شهریور 93 13:01
سلام مهساجون خوبی عزیزم؟؟؟؟خانمی من واست درخواست دوستی فرستادم ..میشه بری تو نی نی گپ اونجا درخواستمو قبول کنی؟؟ البته انلاین پیدات نکردما اما اسمت رو کلیک کردم اصلا ببین اومده درخواستم یا نهبعدم اونجا میتونیم خیلی راحت چت کنیم مرسی خانمی
خاله جون و مادرجون
پاسخ
سلام ،خوبم . خواستن توانستنه ، یه ربع ور رفتم فهمیدم باید چیکار کنم.حالا که فهمیدم با خودم میگم چه راحت بود ومن
مامان امیر علی
1 شهریور 93 14:19
واقعا از نظر منو بابایی همین شکلی که گفتی . مخصوصا اینکه عکس مربوط به من یه دخمل نازه .
مامان امیر علی
1 شهریور 93 14:22
امیر علی از دید مامان بزرگش : داره با اون چشاش میگه وای چه سیسمونی ،دستت درد نکنه .کولاک کردی مامان بزرگ . امیر علی از دید بابا بزرگش : میگه ایول ،یه این میگن سیسمونی
ENIS
1 شهریور 93 15:41
سلام خانمی...مرسی که در خواستمو قبول کردی از همون کافی بود که اسم جفتمون بره قسمت دوستان..هر وقت من انلاین باشم اونجا مشحصه و کنارش یه نوشته ای میاد که نوشته شده شروع پت اون رو بزن و نوشتت رو بنویس و اینتر یزن با هم میتونیم راحت چت کنیم با عزیزم
خاله جون و مادرجون
پاسخ
سلام انیس جون.جای فکر کردن نداشت حتما قبول میکردم .خوشحال میشم با هم بحرفیم
نیلوفر
3 شهریور 93 16:40
فروش عروسک های دستبافت و قابل شستشو مناسب برای هدیه و سیسمونی متفاوت و شیک (این عروسک ها بسیار بادوام هستند و به خاطر نداشتن قطعات جداشونده برای کودکان مناسب هستند) به وبلاگم سر برنید http://honarhayeme.blogfa.com/
fatima
4 شهریور 93 16:17
سلام دوستم.... به وبلاگ من یه سر بزن خیلی خوشحال میشم اگه بیای نظر یادت نره.... منتظرتم.......
ENIS
11 شهریور 93 16:25
سلام خانمی خوبی.....باز تنها شدم رفتدیشب نمیدونم چرا بغض گلمو گرفته بود....ولی خو از تنهایی یه مدتی در اومدم،،،،میدونی چیه خودم دوست دارم برا زایمان برم گرگان مامانم میگه اونجا راحت تره اما شوهرم دوست داره همین جا باشم البته دکترای اینجا خو خیلی بهترن وبیمارستانای مجهزتریه نمیدونم چیکار کنم دلم برات تنگ شده ببخش سرتو درد اوردمبوووس
خاله جون و مادرجون
پاسخ
سلام ،ممنون .شما چطورید؟ اشکالی نداره دیگه اخراشا چند وقت دیگه کوچلوت بغلته.
ENIS
18 شهریور 93 13:37
سلام عسیسم خوبی یکشنبه رفتم،،،دکترم گفت نمیتونم برم شهرستان باید همین جا باشم تازه همین جا هم هر بیمارستانی نمیتونم برم باید بیمارستان درجه یک و سطح 3 برم که همه امکانات رو داشته باشه و همه فراورده های خونی در دسترس باشه حالا دیگه تهران موندگارم و برای زایمان گفت دست خودم نیست که سزارین انتخاب کنم یا طبیعی گفت تو شرایط من سزارین برا بچه بهتره و طبیعی برای مادر حالا باید ببینم که چند وقت دیگه چی میشه از همین الانم باید بیمارستانم رو انتخاب کنم و پرونده تشکیل بدم و خود دکترم بیمارستان سطح سه نمیره،،،باید باشم ببینم چی پیش میاد دیگه خدا بزرگه از همین الان هر چی توصیه هست به شوهرم میکنم که اگه یه وقت سر زایمان اتفاقی واسم بیفته
خاله جون و مادرجون
پاسخ
سلام.ان شالله هر چی که هست به خوبی و خوشی باشه .برای هر دوتاتون ارزوی سلامتی دارم.
الی
9 مهر 93 7:10
سلام امیدورام بارداری خوبی رو پشت سر بذارید . اگر دوست دارید اتاق نی نی تون متفاوت باشه ی سر به این سایت بزنید http://idivar.ir/
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نخود چی می باشد